

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۰۴۶
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۴۶
گفتم چشمم گفت که جیحون کنمش
گفتم که دلم گفت که پر خون کنمش
گفتم که تنم گفت در این روزی چند
رسوا کنم وز شهر بیرون کنمش
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به گفتوگویی درونی میان اعضای خود میپردازد. او از چشمش میخواهد که با جیحون (رود) گویی به دل، سوز و خونینی را ابراز کند. در ادامه، او از تنش میخواهد که در این روزها رسوایش کند و او را از شهر بیرون براند. این مباحثه نمایانگر تنشهای درونی و تمایلات متناقض شاعر است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
