

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۳
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۵۳
ای بندهٔ سردی به زمستان چون زاغ
محروم ز بلبل و گلستان و ز باغ
دریاب که این دم اگرت فوت شود
بسیار طلب کنی به صد چشم و چراغ
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به زندگی انسان اشاره میکند که همچون زاغ در سرمای زمستان احساس تنهایی و افسردگی میکند. او از نبود زیباییها و خوشیها، مانند بلبل و گلستان، گلایه دارد. در این شرایط، شاعر هشدار میدهد که اگر این لحظهٔ گرانبها از دست برود، انسان به دنبال آن با تلاش و امید فراوان خواهد گشت، اما شاید هرگز به آن دست نیابد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
