

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۱۸۵
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۸۵
بیکار شدم ای غم عشقت کارم
در بیکاری تخم وفا میکارم
من صورت وصل میتراشم شب و روز
با خاطر چون تیشه مگر نجارم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از غم عشق سخن میگوید و بیان میکند که بیکار شده و تمام توجهش را صرف پرورش وفا میکند. او تصویر وصلی را در ذهن میسازد و در تلاش است تا با خلاقیت و مهارت، این تصویر را به واقعیت نزدیک کند، گویی که کار نجاری میکند و شکل میسازد. این احساس عمیق و متعهدانه به عشق و وفا در کلامش به وضوح نمایان است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
