

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۱۹۸
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۹۸
تا ظن نبری که از غمانت رستم
یا بیتو صبور گشتم و بنشستم
من شربت عشق تو چنان خوردستم
کز روز ازل تا با بد سرمستم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از عشق و حال خود سخن میگوید و تأکید میکند که غم عشق محبوبش او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. او میگوید هرگز به این اشتباه نیفتی که او از غم دوری محبوبش تسلیم شده یا بیخیال شده است. بلکه او از عشق به محبوبش سرمست و شاداب است، به گونهای که این عشق از آغاز روزگار در وجودش جاری است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
