

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۲۴۵
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۴۵
ز اول که حدیث عاشقی بشنودم
جان و دل و دیده در رهش فرسودم
گفتم که مگر عاشق و معشوق دواند
خود هر دو یکی بود من احول بودم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر از دوران آغازین عاشقی خود سخن میگوید و بیان میکند که چگونه جان و دلش را در راه معشوق از دست داده است. او این سوال را مطرح میکند که آیا عاشق و معشوق دو هویت جداگانهاند یا اینکه در حقیقت یکی هستند. در نهایت، با اعتراف به نادانیاش، به درک عمیقتری از عشق و پیوند آن دو میرسد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
