

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۴۸۱
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۸۱
روزیکه گذر کنی به خر پشتهٔ من
بنشین و بگو که ای به غم کشتهٔ من
تا بانگ زنم ز خاک آغشته به خون
کای یوسف روزگار و گمگشتهٔ من
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به عاطفه و غم خود اشاره میکند و از محبوبی سخن میگوید که در گذر از مکان او باید بر روح او خاک بپاشد. او از وضعیت خود میگوید که در جستجوی یوسف گمشدهاش، به شدت دلتنگ و غمگین است و آوای دلbroken خود را به عنوان فریاد از خاک آغشته به خون برمیافزاید. احساسات او آمیختهای از عشق، غم و longing برای بازگشت به حال گذشته است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
