

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۴۹۸
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۹۸
گر شامَم و گر عراق و گر لورستان
روشن شده زانچهرهٔ چون نورستان
با منکر و با نکیر همدستی کن
تا دست زنان رقص کند گورستان
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این رباعی، شاعر از روشنایی ناشی از چهرهای الهی سخن میگوید که در هر مکان و زمانی، از شام تا عراق و لورستان، میدرخشد. او به ارتباطی دوستانه و همدلانه با منکر و نکیر، فرشتگان سؤالگر پس از مرگ، اشاره میکند و از آنها میخواهد که در گورستان، با دستان رقصان خود، روح را از قید زوال آزاد کنند. در واقع، این شعر به دنبال نشان دادن پرتو نور و حیات در کنار مفهوم مرگ است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
