

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۳
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۳۳
آن لاله رخی که با رخ زردم از او
وان داروی دردی که همه دردم از او
یک روز به بازار بری بر من زد
باور نکند کس چه بری خوردم از او
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی، از معشوقی سخن میگوید که با زیبایی خاصش، دل او را به شدت شاد میکند. او در توصیف حال خود بیان میکند که این زیبایی و عشق چنان تاثیر عمیقی بر او گذاشته است که هرگونه دردی را از دلش دور کرده است. شاعر به رویدادی اشاره میکند که دچار زیانی شده و دیگران ممکن است باور نکنند که این زیان ناشی از عشق و زیبایی معشوقش بوده است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
