

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۶
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۳۶
ای آب از این دیدهٔ بیخواب برو
وی آتش از این سینهٔ پرتاب برو
وی جان چو تنی که مسکنت بود نماند
بیآبی خود مجوی و بر آب برو
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از جدایی عاطفی و درونی سخن میگوید. او به آب و آتش اشاره میکند و میگوید که چشمش از اشک پر است و سینهاش پر از آتش. او به جان خود که دچار مسکنت و بیحالی شده است، میگوید که بدون آب و زندگی به دنبال آرامش نباشد و بهتر است به سمت آب برود تا از این وضعیت رهایی یابد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
