

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۵۴۶
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۴۶
ای دل اگرت طاقت غم نیست برو
آوارهٔ عشق چون تو کم نیست برو
ای جان تو بیا اگر نخواهی ترسید
ور میترسی کار تو هم نیست برو
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر به دل و جان خود میگوید که اگر تحمل غم و عشق را ندارند، بهتر است که بروند و در جایی دیگر زندگی کنند. او از عشق آوارهها سخن میگوید و به جان توصیه میکند که اگر میخواهد بیاید و نترسد، اما اگر ترس دارد، جای دیگری برای او وجود ندارد. این شعر به تقابل عشق و ترس اشاره دارد و مخاطب را به تفکر درباره انتخابهایش فرامیخواند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
