

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۶۱
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۱
افکند مرا دلم به غوغا و گریخت
جان آمد و هم از سر سودا و گریخت
آن زهرهٔ بیزهره چو دید آتش من
بربط بنهاد زود برجا و گریخت
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر به توصیف احساساتی عمیق و ناپایداری میپردازد که به خاطر عشق و شور درونیش به وجود آمده است. دلش در turmoil و پُر از هیجان است، اما جانش از این شور و شوق میگریزد. او به زیبایی اشاره میکند که معشوق، هنگامی که شعلهٔ عشق او را میبیند، به سرعت از او دور میشود و این وضعیت را به نوعی فرار تشبیه میکند. در نهایت، این احساسات متناقض به نوعی ناامیدی و جدایی اشاره دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
