

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۶۶۸
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۶۸
از جان بگریزم ار ز جان بگریزی
از دل بگریزم ار از آن بگریزی
تو تیری و ما همچو کمانیم هنوز
تیری چه عجب گر ز کمان بگریزی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به رابطهٔ عاشق و معشوق میپردازد و اذعان میکند که در این پیوند، جدایی غیرممکن است. او میگوید که اگر از جان و دل فرار کند، این فرار برای او بیمعنا خواهد بود، زیرا دلبستگی او به معشوق همچون کشش یک کمان به تیر است. در واقع، جدایی تیر از کمان نمیتواند اتفاق بیفتد و این نشاندهندهٔ عمق عشق و پیوند ناگسستنی است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
