

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۸۲۲
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۲۲
تو سیر شدی من نشدم زین مستی
من نیست شدم تو آنچه هستی هستی
تا آب ز نا و آسیا میریزد
میگردد سنگ و میزخد در پستی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به تفاوت حالهای عشق و مستی میپردازد. او بیان میکند که در حالتی از سرمستی، دیگری به کمال و حقیقت وجودی خود رسیده اما خود همچنان در جستجوی معناست. همچنین از تحولات و تغییرات در وجود و افکار انسان سخن میگوید، مانند سنگی که در فرآیندهای طبیعی دچار تغییر میشود. این تضاد بین حالات مختلف وجودی، محور اصلی شعر است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
