

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۸۲۵
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۲۵
جان در ره ما بباز اگر مرد دلی
ورنی سر خویش گیر کز ما بحلی
این ملک کسی نیافت از تنگ دلی
حق میطلبی و مانده در آب و گلی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر به اهمیت فدا کردن جان در راه عشق و حقیقت اشاره میکند و میگوید اگر کسی دلش را ندهد، نمیتواند به حقیقت برسد. او بر این باور است که کسی که دلی تنگ دارد، نمیتواند به سرمنزل مقصود برسد و در نهایت در حالت ناامیدی باقی میماند. در این جملات، جستجوی حق و حقیقت در زندگی تصویر میشود و تأکید بر ضرورت دلسپاری و گشودن دل در این مسیر است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
