

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۷
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۳۷
چون شب بر من زنان و گویان آئی
در نیم شبی صبح طرب بنمائی
زلف شب را گره گره بگشائی
چشمت مرسا که سخت بیهمتائی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این رباعی، شاعر به وصف زیباییهای شب میپردازد و آن را به عنوان زمانی خاص برای ظهور عشق و شادی توصیف میکند. با آمدن شب، انتظار دارد که صبحی پر از سرور و نشاط فرا برسد. زلفهای شب به شکلی جالب توصیف میشوند که نشان از راز و جاذبهای دارد. همچنین چشم معشوق به عنوان نمادی از بیهمتایی و زیبایی، توجه شاعر را جلب کرده است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
