

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۶
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۷۶
دوش آمد آن خیال تو رهگذری
گفتم بر ما باش ز صاحب نظری
تا صبح دو چشم من بگفتش بتری
مهمان منی به آب چندانکه خوری
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به حضور یک خیال زیبا و دلپذیر اشاره میکند که در شب به سراغ او آمده است. او از این خیال میخواهد تا در کنار او بماند و از او نظر دهد. شاعر شب را به چشمانش تشبیه میکند و میگوید تا صبح همچنان با او سخن خواهد گفت. در نهایت، شاعر به خیال میزبان خود میگوید که با آبی که مینوشد، از حضور او بهرهمند خواهد شد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
