

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۸۷۸
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۷۸
دوشینه مرا گذاشتی خوش خفتی
امشب به دغل به هر سویی میافتی
گفتم که مرا تا به قیامت جفتی
گو آن سخنی که وقت مستی گفتی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به احساسی از تنهایی و جدایی اشاره میکند که بعد از ترک معشوق در دلش شکل میگیرد. او به یاد وعدههایی میافتد که میانشان در زمان شادی و مستی رد و بدل شده و حال، در غیاب معشوق، این وعدهها را با گله و اندوه به یاد میآورد. شاعر همچنین اشاره میکند که معشوق اکنون در حال خوش گذرانی است و او را تنها گذاشته است، و این وضعیت برایش عذابآور است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
