

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۹۳۵
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۳۵
گفتم صنما مگر که جانان منی
اکنون که همی نظر کنم جان منی
مرتد گردم گر ز تو من برگردی
ای جان جهان تو کفر و ایمان منی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به معشوقش میگوید که آیا تو جان من نیستی؟ او در لحظهای که به او نگاه میکند، وجود او را به عنوان جان خود میبیند. اگر معشوق از او دور شود، او تمام ایمان و اعتقادش را از دست خواهد داد. در واقع، معشوق برای او همهچیز است و بدون او زندگی معنایی ندارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
