

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۹۳۸
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۳۸
گفتم که دلا تو در بلا افتادی
گفتا که خوشم تو به کجا افتادی
گفتم که دماغ را دوا باید، گفت
دیوانه توی که در دوا افتادی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به دیالوگی میان خود و دلش میپردازد. او به دل میگوید که در مشکل و بلایی گرفتار شده است، اما دل در پاسخ میگوید که خوشحال است و از این وضعیت لذت میبرد. شاعر به دل یادآوری میکند که باید برای رفع مشکل در پی درمان باشد، و در پاسخ دل به او میگوید که دیوانه واقعی کسی است که به دنبال درمان است. این شعر به نوعی به پذیرش شرایط دشوار و لذتجویی از آن اشاره دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
