

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۹۹۲
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۹۲
یک بوسه ز تو خواستم و شش دادی
شاگردِ که بودی که چنین استادی؟
خوبی و کَرَم را چو نکو بنیادی
ای دنیا را ز تو هزار آزادی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از عشق و محبت میگوید و به نقش معشوق در زندگی انسان اشاره میکند. او ابتدا خواستار یک بوسه است، اما معشوق شش بوسه عطا میکند که نشان از بزرگی و سخاوت او دارد. این محبت، بنیاد خوبی و کرم را میسازد و شاعر به آزادیهای بیشتری که از عشق معشوق به دست میآید، اشاره میکند. در نهایت، دنیا را به عنوان مکانی پر از آزادی و خوشی که از وجود معشوق ناشی میشود، توصیف میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
