

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۳۲
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲
پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا
بردوخت مُرَقَّع از رگ و پوست مرا
تن خرقه و اندر او دل ما صوفی
عالم همه خانقاه و شیخ اوست مرا
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر از محبت و رحمت خداوند سخن میگوید که او را به خاطر ناز و نعمت خود مورد عنایت قرار داده است. در این شعر، تن و دل شاعر به تنهایی به شیوهای صوفیانه در کنار هم قرار گرفتهاند و او تمام دنیا را همچون خانقاهی میبیند که در آن به یاد و خاطر شیخ خود است. این بیان به عمق ارتباط روحی و معنوی شاعر با خداوند و آموزههای صوفیانه اشاره دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
