

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۳۲۱
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲۱
دلتنگم و دیدار تو درمان منست
بیرنگِ رُخت زمانه زندانِ منست
بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی
آنچ از غمِ هجران تو بر جان منست
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از دلتنگی و غم ناشی از دوری معشوق سخن میگوید. او میگوید که دیدار معشوق تنها راه درمان این دلتنگی است و بیحضور او، زمان برایش به زندانی تبدیل شده است. احساس غم و حسرتی که بر جانش نشسته، آنقدر شدید است که نمیخواهد هیچکس در چنین احوالی قرار بگیرد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
