

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۳۸۸
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۸۸
گفتم عشقت مرا بت و خویش منست
غم نیست غم از دل بداندیش منست
گفتا بکمان و تیر خود مینازی
گستاخ مَیَنداز گرو پیش منست
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از عشق به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که معشوق برای او همچون بت و خود اوست. او غم و اندوهی ندارد، زیرا عشقش از دل او نمیرود. معشوق در پاسخ به او میگوید که اگر تو به من مینازی و با کمان و تیر خود بازی میکنی، نباید گستاخانه طلبکار باشی و چیزی را در برابر عشق من قرار دهی.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
