

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۳۹۰
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۹۰
گفتند که دل دگر هوائی میپخت
از ما بشد و هوای جائی میپخت
تا باز آمد به عذر دیدم ز دمش
کانجا ز برای من ابائی میپخت
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر از دل خود سخن میگوید که هوای دیگری را در سر دارد و از حال و فصل تازهای در آن خبر میدهد. او در غیاب دلش، نگران و ملول است و در انتظار بازگشت آن به سوی خود است. وقتی که دلش دوباره بازمیگردد، به عذر و ادعای دلتنگیاش میپردازد و از تغییر وضعیت و احساسات درونش خبر میدهد. چنانکه میفهمد این دلتنگی و فراغت، وسوسهای است که او را به سوی دیگری رهنمون میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
