

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۴۰۷
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۰۷
ماهی تو که فتنهای ندارم ز تو دست
درمان ز که جویم که دلم از تو بخست
می طعنه زنی که بر جگر آبت نیست
گر بر جگرم نیست چه شد بر مژه هست
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر از عشق و فتنهای که محبوبش به وجود میآورد صحبت میکند و بیان میکند که از او دست برنخواهد داشت. همچنین، به درد و رنجی که در دلش به خاطر این عشق تجربه میکند، اشاره میکند. شاعر میگوید که محبوب با طعنههایش زخمهایی بر دل او میزند، اما همچنان عشق او در وجودش باقی مانده است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
