

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۴۱۳
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱۳
مستم ز خمار عبهر جادویت
دفعم چه دهی چو آمدم در کویت
من سیر نمیشوم ز لب تر کردن
آن به که مرا درافکنی درجویت
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از تجربهای عمیق و شگفتانگیز صحبت میکند که ناشی از عشق و جذابیت معشوق است. او در حس سرمستی و عشق غرق شده و میگوید که هرچقدر هم از لبهای محبوبش نوشیده باشد، باز هم سیراب نمیشود. در انتها، شاعر به این نتیجه میرسد که بهتر است به کلی در دنیای عشق غرق شود و خود را به کام آن بسپارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
