

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۴۱۸
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱۸
من زان جانم که جانها را جانست
من زان شهرم که شهر بیشهرانست
راه آن شهر راه بیپایانست
رو بیسر و پا شو که سر و پا آنست
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر به بیان هویت حقیقی خود میپردازد و تأکید میکند که او منبع زندگی و جان دیگران است. او خود را به عنوان شهری معرفی میکند که بدون ساکنانش وجود دارد. در اینجا، اشاره به راهی بیپایان میشود که به حقیقت و درک الهی منتهی میگردد و در نهایت، از شنونده میخواهد از وابستگی به جسم و ظاهر فارغ شود تا به حقیقت وجودی برسد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
