

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۴۴۴
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴۴
هر روز به نو برآید آن دلبر مست
با ساغر پرفتنهٔ پرشور بدست
گر بستانم قرابهٔ عقل شکست
ور نستانم ندانم از دستش رست
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به توصیف دلبری میپردازد که هر روز با شوری تازه و در دست داشتن ساغری پرفتن و جذاب ظاهر میشود. او از وضعیت خود ناامید است؛ اگر عقل را از او بگیرد، نمیتواند از این حال رهایی یابد و اگر هم آن را نگیرد، نمیداند که چگونه از دام عشق و فریبش آزاد شود. در نهایت، مصیبت عشق و دلبستگی برای او، حالتی گیجکننده و سردرگم ایجاد کرده است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
