

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۵۲۹
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۲۹
افسوس که طبع دلفروزیت نبود
جز دلشکنی و سینه سوزیت نبود
دادم به تو من همه دل و دیده و جان
بردی تو همه ولیک روزیت نبود
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر از احساس نارضایتی و اندوهی عمیق سخن میگوید که با وجود عشق و فداکاریای که به محبوبش کرده، او همچنان در دلشکنی و درد باقی مانده است. او هر آنچه را که داشت، یعنی دل و جانش را به محبوب تقدیم کرده، اما در عوض چیزی جز تلخی و ناکامی نصیبش نشده است. این شعر به بیان حسرت و بیوفایی در روابط انسانی میپردازد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
