

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۵۴۲
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴۲
اول که رخم زرد و دلم پرخون بود
هم خرقه و همراه دلم مجنون بود
آن صورت و آن قاعده تا اکنون بود
کاری آمد که آن همه مادون بود
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به بیان حال و هوای خود در گذشته میپردازد. او نخست از حال زرد و دل پرخون خود سخن میگوید و به مجنونی که در درونش بوده، اشاره میکند. سپس به تغییراتی که در زندگیاش رخ داده و به نوعی فراتر رفتن از حالتهای قبلی خود اشاره میکند و میگوید که اکنون کارهایی انجام داده که از آن حالات پایینتر بوده است. در نهایت، او به از بین رفتن آن حالت اولیه و تجربههای جدیدش میپردازد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
