

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۶۵۶
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۵۶
دامان جلال تو ز دستم نشود
سودای تو از دماغ مستم نشود
گوئیکه مرا چنانکه هستی بنمای
گر بنمایم چنانکه هستم نشود
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از عشق و محبت به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که هیچ گاه نمیتواند عشق او را از دست بدهد. او از معشوق میخواهد که حقیقت وجودش را به او نشان دهد، اما احساس میکند که اگر خودش را به درستی نشان دهد، این خواسته برآورده نخواهد شد. در واقع، این شعر به پیچیدگی و عمق عشق اشاره دارد و نشان میدهد که ارتباط انسانی چه اندازه میتواند دشوار و در عین حال زیبا باشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
