

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۶۷۶
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۷۶
در گریهٔ خون مرا شکر خند تو کرد
بیبند مرا از این جهان بند تو کرد
میفرمائی که عهد و سوگند تو کو
بیعهد مرا نه عهد و سوگند تو کرد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این رباعی، شاعر از تأثیر عاطفی و معنوی معشوق بر زندگیاش سخن میگوید. او بیان میکند که معشوق با لبخندش باعث گریه و رنجش شده و او را از بندهای دنیوی آزاد کرده است. همچنین، شاعر از بیوفایی و عدم صداقت در وعدههای معشوق گلهمند است و میپرسد که آن عهد و سوگند کجاست، در حالی که خود او از عهدش سر باز زده است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
