

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۷۵۰
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۵۰
صبح است و صبا مشک فشان میگذرد
دریاب که از کوی فلان میگذرد
برخیز چه خسبی که جهان میگذرد
بوئی بستان که کاروان میگذرد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر صبح را توصیف میکند که در آن نسیم خوشبویی از کوی محبوب میگذرد. او از خواننده میخواهد که از خواب بیدار شود، زیرا زمان در حال گذر است و زندگی فرصتی را برای شادمانی و بهرهبرداری از لحظات نمیسازد. در این حال، بوی گلستان و زیباییها به مشام میرسد، و شاعر به یادآوری اهمیت استفاده از زمان و بهرهمندی از زیباییهای زندگی میپردازد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
