

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۷۹۶
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۹۶
گفتم که به من رسید دردت بمزید
گفتا خنک آن جان که بدین درد رسید
گفتم که دلم خون شد از دیده دوید
گفت اینکه تو را دوید کس را ندوید
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این رباعی، گوینده در ابتدا از درد و رنج خود میگوید و طلب تسکین میکند. پاسخ میشنود که رسیدن به این درد، نشانی از جان سالم و هنرمندانه است. همچنین، او به دلی پر از غم و اشک اشاره میکند، اما در پاسخ میفهمد که این احساسات تنها مختص او نیستند و دیگران نیز این تجربه را ندارند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که درد و رنج، بخشی از زندگی و وجود انسان است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
