

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۸۴۵
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۴۵
هر شب که ز سودای تو نوبت بزنند
آن شب همه جان شوند هرجا که تنند
در چادر شب چه دختران دارد عشق
گر غم آید سبلت و ریشش بکنند
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به شدت اشتیاق و عشق خالص خود اشاره میکند. او بیان میکند که هر شب که یاد محبوبش به سراغش میآید، جانش به تکاپو میافتد و تمام وجودش در حیرت و شوق به سر میبرد. در همین حال، عشق را به عنوان نیرویی پرقدرت توصیف میکند که میتواند حتی غم و اندوه را از بین ببرد. در نهایت، اشاره به زیبایی و جذابیت عشق دارد که فراتر از مشکلات و دردهاست.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
