

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۹۱۰
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۱۰
گفتم بنما که چون کنم بمیر
گفتم که: شد آب روغنم گفت بمیر
گفتم که شوم شمع من پروانه
ای رو تو شمع روشنم گفت بمیر
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از دریچهای به فکر مرگ و فنا مینگرد. او از کسی میخواهد که راهی برای مردن به او نشان دهد. در پاسخ، از او میفهمد که برای رسیدن به نور و روشنایی باید خود را فدای آن کند. او خود را به شمعی تشبیه میکند که از پروانهای در جستجوی نور سخن میگوید، اما در نهایت به مرگ و فداکاری اشاره دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
