

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۹۸۲
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۸۲
دلدار چنان مشوش آمد که مپرس
هجرانش چنان پر آتش آمد که مپرس
گفتم که مکن گفت مکن تا نکنم
این یک سخنم چنان خوش آمد که مپرس
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از عاطفه و اشتیاقی عمیق سخن میگوید. دلدار به شدت نگران و آشفته است و این حالت او ناشی از هجرانی سوزان است. او به طرف مقابل میگوید که در این وضعیت بهتر است از او نپرسند که چه میگذرد، زیرا حتی یک جمله هم که به نهاد خود میگوید، زیبا و دلنشین است. این ابراز عاطفی به وضوح نشاندهندهٔ عمق احساسات عاشقانه شاعر است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
