

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۹۹۴
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۹۴
آنرا که رسول دوست پنداشتمش
من نام و نشان دوست درخواستمش
بگشاد دهانرا که بگوید چیزی
از غایت غیرت تو نگذاشتمش
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از شخصی صحبت میکند که او را به عنوان پیامبر یا نمایندهٔ دوست (خدا) میشناسد. او به دنبال شناخت و درک عمیقتری از حقیقت دوست است و از این شخص درخواست میکند تا از رازهای دوست بگوید. اما به علت شدت عشق و غیرت خود نسبت به دوست، شاعر اجازه نمیدهد که آن شخص چیزی بگوید. این کار نشاندهندهٔ عمیقترین احساسات و وابستگیهای روحی او به دوست است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
