

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۰۷۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷۰
گر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیر
بیرقیبش دادمی من بوسههایی سیر سیر
بس خطاها کردهام دزدیده لیکن آرزوست
با لب ترک خطا روزی خطایی سیر سیر
تا یکی عشرت ببیند چرخ کاو هرگز ندید
عشرت کدبانوی با کدخدایی سیر سیر
یک به یک بیگانگان را از میان بیرون کنید
تا کنارم گیرد آن دم آشنایی سیر سیر
دست او گیرم به میدان اندرآیم پایکوب
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به longing و اشتیاق عمیق خود برای دیدار شمس تبریزی اشاره میکند. او آرزو دارد که در خلوت، بدون حضور رقیبی، لحظاتی پر از عشق و تحرک را با شمس تجربه کند. با وجود خطاها و اشتباهات گذشتهاش، همچنان در جستجوی وصال و نزدیکی به اوست. شاعر در نهایت به تفکر دربارهٔ روزی میپردازد که شمس با تمام وجود در کنار او باشد و این آرزو را ملموس و زندگیبخش میسازد. این شعر از عمق احساسات و عشق شاعر به شمس پرده برداشته و تأکید بر فراق و انتظار دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
