

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۰۷۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷۱
معده را پر کردهای دوش از خمیر و از فطیر
خواب آمد چشم پر شد کآنچ میجُستی بگیر
بعد پرخوردن چه آید؟ خواب غفلت یا حدث
یار بادنجان چه باشد؟ سرکه باشد یا که سیر
سوز اگر از روح خواهی، خواجه کم کن لقمه را
گوز اگر مفتوح خواهی، کاسه را در پیش گیر
ای خدا جان را پذیرا کن ز رزق پاک خویش
تا نماند چون سگان مردار هر لقمه پذیر
وقت روزه از میان دل برآید ناله زار
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأمل در پرخوری و تبعات آن میپردازد. او تأکید میکند که پرخوردن منجر به خواب و غفلت میشود و در پی آن، انسان را از حقیقت وجود دور میکند. همچنین به استغفار و طلب رزق پاک از خداوند اشاره دارد و نگران این است که انسان به مانند سگها، لقمهها را بیمقدار و بیفکر مصرف کند. شاعر به نوعی دعوت میکند که با کمخوری و پرهیز از زیادهروی در غذا، روح و جان را از سوز و آتش پرخوری آزاد کنیم.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
