

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۰۷۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷۵
آینهیْ چینی تو را با زنگی اعشیٰ چه کار؟
کرّ مادرزاد را با نالهٔ سرنا چه کار؟
هر مخنث از کجا و ناز معشوق از کجا؟
طفلک نوزاد را با بادهٔ حمرا چه کار؟
دست زهره در حنا، او کی سلحشوری کند؟
مرغ خاکی را به موج و غرهٔ دریا چه کار؟
بر سر چرخی که عیسی از بلندی بو نبرد
مر خرش را ای مسلمانان بر آن بالا چه کار؟
قوم رندانیم در کنج خرابات فنا
خواجه! ما را با جهاز و مخزن و کالا چه کار؟
صد هزاران ساله از دیوانگی بگذشتهایم
چون تو افلاطون عقلی، رو، تو را با ما چه کار؟
