

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۰۸۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۰
ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور
زان جمال و زان کمال و فر و سیما دور دور
گرچه پیر کهنهای در حکمت و ذوق و صفا
از شراب صاف ما هستی تو پیرا دور دور
چونک بینایان نمیبینند رنگ جام را
عقل خود داند که باشد جان اعمی دور دور
چون صریح و رمز قاضی مینداند جان او
دور باشد از دل او رمز و ایما دور دور
تا نبرد تیغ شمس الحق زنار تو را
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل مولانا به موضوع می و عشق و درک حقیقت میپردازد. شاعر از حال و هوای بزم میگوید و به افرادی که از این حال بیخبرند، اشاره میکند. او تصریح میکند که برخی از افراد با وجود داشتن علم و حکمت، از درک عمق معانی و جمال می دور هستند. مولانا به زیبایی و عشق الهی اشاره میکند و میگوید که برای درک این زیبایی، باید از حجابها عبور کرد. همچنین به حضور خداوند و حقیقتی که در پس ظاهر قرار دارد، تأکید دارد و میخواهد مخاطب را به بزم عاشقانهای که در آن عشق و زیبایی جاری است، دعوت کند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
