

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۰۸۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۳
هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر
هله کز جنبش ساقی بدود باده به سر بر
بدود روح پیاده سر گنجینه گشاده
رخ چون زهره نهاده غلطی روی قمر بر
هله منشین و میاسا بهل این صبر و مواسا
بگزین جهد و مقاسا که چو دیکم به شرر بر
اگرم عشوه پرستی سر هر راه نبستی
شب من روز شدستی زده رایت به سحر بر
هله برجه هله برجه که ز خورشید سفر به
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به دعوت به نشاط و تحرک میپردازد و در آن شخصی به وجود "ساقی" و زیباییهای زندگی اشاره میکند. شاعر از دوست میخواهد که بیمحابا و بیصبر به زندگی خوش بگذرد و از موانع دوری کند. او بر اهمیت سفر روحانی تأکید میکند و انسان را به خودآگاهی و حرکت از دنیای مادی به دنیای معنوی ترغیب میکند. همچنین، از شنیدن نغمههای عشق و شوق میگوید و به جمعی دعوت میکند تا از لحظات شیرین حیات بهرهمند شوند. در نهایت، خواسته میشود که فرد به مسیری نو و خلاقانه روی آورد و از سرنوشت خود آگاهی یابد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
