

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۱۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰
تو بشکن چنگ ما را ای معلا!
هزاران چنگ دیگر هست اینجا
چو ما در چنگ عشق اندر فتادیم
چه کم آید بر ما چنگ و سرنا؟!
رباب و چنگ عالم گر بسوزد
بسی چنگی که پنهانیست یارا!
ترنگ و تنتنش رفته به گردون
اگر چه ناید آن در گوش صما
چراغ و شمع عالم گر بمیرد
چه غم چون سنگ و آهن هست برجا
به روی بحر خاشاک است اغانی
نیاید گوهری بر روی دریا
