

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۱۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵
ای جان و قوام جمله جانها
پر بخش و روان کن روانها
با تو ز زیان چه باک داریم
ای سودکن همه زیانها
فریاد ز تیرهای غمزه
وز ابروهای چون کمانها
در لعل بتان شکر نهادی
بگشاده به طمع آن دهانها
ای داده به دست ما کلیدی
بگشاده بدان در جهانها
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توجه به مقام والای معشوق و تاثیر او بر جانها میپردازد. او معشوق را کلید گشودن رازهای زندگی و معانی عمیق میداند و از غمها و اندوهها به عنوان تیرهای خطرناک یاد میکند. در این شعر، اشاره به شیرینی عشق و زیبایی معشوق نیز وجود دارد و شاعر از دنیا و فسانههای آن بیزار است. او در نهایت ندا میدهد که انسانی که در عشق معشوق غرق شده، دیگر نمیتواند به امور دنیایی بپردازد و باید از زبان خود به او اتکا کند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
