

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۱۵۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵۴
چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمر
ببست شمس و قمر پیش بندگیش کمر
چو روی انور او گشت دیده دیده
مقام دیدن حق یافت دیدههای بشر
فرشته نعره زنان پیش او چو چاوشان
فلک سجودکنان پیش او به چشم و به سر
به چشم نفس نشد روی ماه او دیدن
که نفس مینگشاید به سوی شاه نظر
که لعل آن مه خاصیت زمرد داشت
از آن ببست از او اژدهای نفس به صبر
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ شمس دین تبریزی است که به مانند ماه درخشانی وارد میشود و تأثیر عمیقی بر وجود انسانها میگذارد. در این غزل، مولانا ویژگیهای شمس را توصیف کرده و به مقام او در شناخت حقیقت و دیدن حق اشاره میکند. دیدن شمس برای بشر مانند کشف اسرار الهی است و فرشتگان به احترام او سجود میکنند. همچنین، عشق و محبت به شمس باعث میشود انسانها از محدودیتهای دنیا فرار کنند و به سعادت و حقیقت نزدیکتر شوند. نهایتاً، شاعر به اهمیت جستجوی حقیقت و عدم ارتباط با بیخبران تأکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
