

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۱۷۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷۰
رحم کن ار زخم شوم سر به سر
مرهم صبرم ده و رنجم ببر
ور همه در زهر دهی غوطهام
زهر مرا غوطه ده اندر شکر
بحر اگر تلخ بود همچو زهر
هست صدف عصمتِ جان گهر
ابر ترشرو که غمانگیز شد
مژده تو دادیش ز رزق و مطر
مادر اگر چه که همه رحمت است
رحمت حق بین تو ز قهر پدر
سرمه نو باید در چشم دل
ور نه چه داند ره سرمه بصر
