

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۱۸۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۷
در این سرما سر ما داری امروز
دل عیش و تماشا داری امروز
میفکن نوبت عشرت به فردا
چو آسایش مهیا داری امروز
بگستر بر سر ما سایه خود
که خورشیدانه سیما داری امروز
در این خمخانه ما را میهمان کن
بدان همسایه کان جا داری امروز
نقاب از روی سرخ او فروکش
که در پرده حمیرا داری امروز
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییها و شادیهای لحظه حال توجه میکند و به اهمیت بهرهگیری از اکنون اشاره دارد. او از معشوق میخواهد که در این روز سرد، سایهاش را بر سر عاشق بیفکند و زندگی را با شادی و سرمستی پر کند. همچنین، به ویژگیهای معشوق و زیباییهای او اشاره میکند و امید دارد که سایه عشق و زیبایی او همیشه در زندگیاش باقی بماند. پیام کلی شعر دعوت به شکرگزاری از لحظات حاضر و اندیشیدن به زیباییهای زندگی است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
