

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۱۸۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۹
در این سرما سر ما داری امروز
سر عیش و تماشا داری امروز
توی خورشید و ما پیشت چو ذره
که ما را بیسر و پا داری امروز
به چارم آسمان پهلوی خورشید
تو ما را چون مسیحا داری امروز
دلا از سنگ صد چشمه روان کن
که احسان موفا داری امروز
تراشیدی ز رحمت نردبانی
که عزم کوچ بالا داری امروز
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تمجید از حال خاصی میپردازد که در آن روزگار سرما و سختی، حالتی از شادابی و سرور را احساس میکند. او به قدرت بینظیر الهی اشاره میکند که از سرما و مشکلات، به عیش و تماشا میرسد. همچنین، خود را در مقایسه با ذراتی در کنار خورشید میبیند و از رحمت و احسان خداوند بهرهمند میشود. شاعر به دعوت و مهمانی الهی اشاره میکند و تأکید میکند که درون خود، زیباییها و شگفتیهای بسیاری وجود دارد که در گرو رحمت الهی است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
