

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۱۹۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۰
ای خفته به یاد یار برخیز
میآید یار غار برخیز
زنهارده خلایق آمد
برخیز تو زینهار برخیز
جان بخش هزار عیسی آمد
ای مرده به مرگ یار برخیز
ای ساقی خوب بنده پرور
از بهر دو سه خمار برخیز
وی داروی صد هزار خسته
نک خسته بیقرار برخیز
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به دعوت نسبت به بیداری و هوشیاری اشاره دارد. شاعر از معشوق میخواهد که به خاطر محبت و عشق، محبوب خود را فراموش نکند و به زندگی برگردد. او با تأکید بر آمدن یار و فرصتی که فراروی اوست، به یادآوری دردها و رنجها میپردازد و از دلبرش میخواهد که به او کمک کند. حسرت و longing نسبت به یار و لزوم برخاستن از خواب غفلت، محور اصلی این اثر است. شاعر در پایان بر این نکته تأکید میکند که باید قبل از شکسته شدن دل، به یاری دست یابند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
